رزم آوران نور |
ابزار رزم آوران نور همیشه سه چیز است : ایمان, امید و عشق
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
مقالات استاد طاهری
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
قله یا دره
قله یا دره
به نام بی نامی او بیا تا شروع کنیم در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم مهم نیست چگونه و چطور و چند به یک تلنگر ساده بیا تا رجوع کنیم *********************************** عشق، یکسان ناز درویش و توانگر میکشد این ترازو سنگ و گوهر رابرابر میکشد (صائب تبریزی) *********************************** آب رحمت، بر آن زمین بارد که در آن خاک ، تشنگان دارد (اوحدی مراغه ای) ( قبل از شروع دوست دارم از استاد عزیزم جناب آقای استاد طاهری و معلم دوست داشتنی ام جناب آقای استاد رزم آور به خاطر تلاش های به وقفه و به حد و حسرشان برای هدایت ما و رشد و اعتلای ارزشهای مثبت فردی و جمعی و اشراق و روشن بینی، نهایت تشکر و قدر دانی را داشته باشم و دستشان را می فشارم و در آغوش میگیرم و نیز از تمامی دوستانم و یاران حلقه برای این حرکت دسته جمعی تشکر فراوان را دارم ) هدف همه ما رسیدن به خدا و خداشناسی/خودشناسی/شناخت جهان هستی وشناخت فلسفه خلقت انسان و شناخت و درک حقیقت است. همه با هم، در هر راه و روش و مسلکی که هستیم ، در این هدف ، مشترکیم. جنگ هفتاد و دو ملت ، همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند (حافظ) اما به طور مثال چند کوهنوردی را در نظر بگیرید که میخواهند به قله دماوند بروند: همه از یک مسیر که نمیروند . هر کدام یک مسیر را انتخاب میکند و یک سری وسایل را برای این پیمایش برمیدارد. آن که کوهنورد واقعی است، بهترین و مرغوب ترین امکانات و البته سبکترین را انتخاب میکند و کوتاه ترین مسیر ( چون باید سرعت بگیریم .وقت بسیار کم است) اما آن یکی راه دیگر و طولانی تر و با بار سنگین تر ( یه هندونه رو یه دوش و ضبط صوت زیر بقل و....) راه می افتد و کسی دیگر ........ باید دید که ، مسیر ، کوتاه ترین باشد که ما از رسید به هدف دلسرد نشویم و رسیدن را غیر ممکن نبینیم. باید وسایل بهترین و با کیفیت ترین باشد که وسط راه زمانی که نیاز اساسی به آنها داریم ، معلوم نشود که ای دل غافل ، بد ترین وسایل اند. باید دید چه وسایلی میبریم و از حمل بار اضافی و بدرد نخور پرهیز کنیم. کسی که با هندونه و غذای سنگین و ضبط و بند و بساط میخواهد برود قله به احتمال 99% به جای قله از کنار رودخونه سر در می آورد و از هدف اصلی خود منحرف میشود . بحثی که ما در اینجا به آن اشاره ای میکنیم مقصود / مسیر و وسیله است. مقصود همه رسیدن به خدا و خداشناسی/خودشناسی/شناخت جهان هستی وشناخت فلسفه خلقت انسان و شناخت و درک حقیقت است. ( در تئوری ) ولی مسیر و وسیله قسمت عملی ماجرا است.( باید وارد گود شویم و در عمل ببینیم چند مرده حلاجیم )
بحث قدرت و کمال یا به عبارت دیگر راه توان های فردی یا راه وصل شدن حی الی الصلاة ...... گریه بود، خنده شدم / مرده بودم ، زنده شدم / دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم و یا پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود (مولانا) در جایی دیگر در حریم عشق ، نتوان زد دم از گفت و شنید زان که آن جا جمله اعضا ، چشم می باید بود و گوش (مولانا) توان های فردی (قدرت) شیرین است و اگر آن را شناسایی نکنیم گرفتار میشویم. راه را اشتباه نشان میدهد ، وسایل بد و اضافه و سنگین و بدون کیفیت به ما میدهد( فقط کمیت دارد) و به جای قله از دره و کنار رودخانه سر در میاوریم. دل و جگر و قلوه یمان به سیخ است و روی ذغال کباب میشویم. ( گمراه میشویم ) ( این دنیا ، دنیای ابزاز است. فن و تکنیک / استمرار و ریاضت و این فن و تکنیک بین من و دیگری تفاوت ایجاد میکند) دل عابد همیشه در غرور است دل عارف همیشه در حضور است ( این مسیر تک نفری است و همراه هم نمیخواهد) این مسیر در کثرت است. سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست ، فارغ از این ماجرا است (سعدی) ولی اتصال یا همان وصل شدن (کمال) سبک رفتن و ساده رفتن با بهترین امکانات و با کیفیت ترین ها را میدهد . ملاک سنجش این راه کیفیت است. کیفیت است که ما را از ظاهر کار به باطن آن سوق میدهد و میگوید که چه اثر و نتیجه ای در بر داشته است. موانع و راه های انحرافی. گوشزد میکند که در گیر جزئیات نشویم و چشممان به قله باشد. مسیر را دریابیم که مسیر ، راه رفتن را به ما نشان میدهد. (دنیای بی ابزاری است / دنیای ادراک است) مسیر = زندگی ست. آنهــا كـه در حقـــيقــت اسرار مي رونـــد سرگشته چو نـــقـطه پرگـــار مي روند
هــم در كنار عرش سرافراز مي شـــونـد هم در مـــيــان بــحر نگونسار مي روند هــم در ســـلـوك گـام بتدريج مي نـــهنـد هم در طـــريق عشق بهنجار مي روند راهي را كه آفتاب به صد قرن آن برفــــت ايــنــان به حـــكم وقت بيكبار مي روند (عطار نیشابوری ) این مسیر امید میدهد زیرا رسیدن را برای همه بسیار آسان ، سریع و امکان پذیر کرده است. (جنسیت / ملیت/ نژاد / مذهب / ...... هیچ محدودیتی ندارد) در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوســــــت در صراط مستقیم ای دل کسـی گمراه نیست ( سراط المستقیم ) در این مسیر فقط و فقط از او کمک می جوییم و تنها او را می پرستیم نه غیر او را و نه موجودیت دیگری . خود را از منیت و خود شیفتگی می رهانیم. تسلیم او میشویم و خود را به حلقه های رحمایت الهی پیوند میزنیم. بیا که دوش به مستی ، سروش عالم غیب نوید داد که عام است ، فیض رحمت او ( حافظ ) جام جهان نماست ، ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج خود آنجا ، چه حاجت است (حافظ) این مسیر همراه و همسفر میخواهد. مسیر جمعی و در وحدت است. هرکه مجموع نباشد ، به تماشا نرود یار با یار سفر کرده ،به تنها نرود (سعدی) تـــــو در حـــلقـــۀ مـی پرستان درآی کــــه چـیزی نبینی به غیر از خدای (رضی الدین آرتیمانی) منظور من شناخت هدف/ راه/ وسایل و همسفر است که در کوتاه ترین و ساده ترین و ایمن ترین را شناسایی و انتخاب کنیم. و میخواهیم مقیم کجا باشیم ؟! باید تصمیم خود را بگیریم و انتخاب کنیم. میخواهیم مقیم قله ( وصل به خدا ) یا مقیم کنار رود خانه ( وصل به غیر خدا ) در نظر بازی ما بیخبران حیرانند من چونینم که نمودم ، دگر ایشان دانند (حافظ) بنده ی پیــر خراباتم که لطفش دایم است ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست (حافظ)
سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد (حافظ) عشـقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانــی در چارده روايت (حافظ)
بنمای رخ که باغ و گلســـــــــتــانـم آرزوســـــت بگشای لب که قند فراوانــــــم آرزوسـت
مولانا
|+| نوشته شده توسط مهدی یار شریف تبار در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 | موضوع: |
|
|